تبليغاتX
موسیقی و زندگی


جان وینستون لنون» نهم اکتبر 1940 در لیورپول انگلیس به دنیا آمد. در دوران دبیرستان گیتار می‌زد که با «پل مک کارتنی» آشنا شد. آن ها در همان زمان به همراه «استیوارت ساتکلیف» (بیسیست) و یک درامر گروهی را تشکیل دادند به نام Quarry Men. با خروج ساتکلیف از گروه، مک کارتنی (که تا آن زمان گیتار می‌زد) به سمت گیتارباس شیفت کرد و با اضافه شدن «جورج هریسون» (گیتاریست) و «رینگو استار» (درامر)، گروه شکل کامل به خود گرفت و به Beatles تغییر نام داد.
بیتلز به سرعت رشد کرد و از اندازه‌های شهر و کشورش بزرگ تر شد. آن ها کم‌کم در سراسر انگلستان و سپس اروپا مشهور شدند. بیتل‌ها در کوتاه زمانی به اولین و بزرگترین Boy Band زمان خود بدل شده و پس از آن ها بوی بندها یکی پس از دیگری زیاد شدند؛ که از میان آن ها می‌توان «رولینگ استونز» را نام برد. با این تفاوت که استون‌ها به Bad Boys مشهور شدند و بیتل‌ها به Good Boys!
آغاز جهانی شدن بیتلز را باید از زمان ورود آن ها به مرزهای ایالات متحده دانست که در ادامه به موجی منتهی شد که بعدها British Invasion نام گرفت: حمله فرهنگی انگلیسی‌ها به آمریکا و تصرف آن! این موج با باز شدن پای دیگر گروه‌های انگلیسی به آمریکا شدت گرفت، تا اینکه در اواخر دهه 60 با ظهور هنرمندانی چون: جیم موریسون، جنیس جاپلین و... در آمریکا تا حدی خنثی شد.

موسیقی بیتلز و جان لنون را می‌توان به دوره‌های مختلف تقسیم‌بندی کرد: دوره اول، سال‌های آغازین شهرت بیتلز با موسیقی و اشعار جوان و سرخوشانه با مضامین عاشقانه. آن ها در این دوران درگیر حاشیه‌های شهرت (جنس مخالف، مواد مخدر و...) می‌شوند.
دوره دوم، سال‌های پایانی حیات بیتلز است. آن ها بزرگتر شده‌اند، ازدواج کرده‌اند و پخته‌تر از قبل به نظر می‌رسند. همین پختگی و بلوغ در اشعار و موسیقی آن ها هم نمود پیدا می‌کند. آهنگ‌های این دوره بیشتر اجتماعی شده‌اند و جان و پل دیگر آن جوان‌های سرخوش سابق نیستند و Love Songها جای خود را به مضامین انسانی و اجتماعی‌تر داده‌اند. دوره سوم موسیقی جان لنون، روزهای جدایی از بیتلز است که بهتر است آن را «دوره جان و یوکو» بنامیم. در این دوران لنون بیشتر یک فعال و لیدر سیاسی است تا خواننده راک؛ کسی که می‌تواند هزاران نفر را علیه جنگ ویتنام به خیابان‌ها بکشاند، تا حدی که دولت آمریکا و CIA از حضور او احساس خطر کرده و به فکر از سر راه برداشتن او بیفتند.

جان لنون در سال 1962 با «سینتیا پاول» ازدواج کرد و در همان سال اولین پسرش به نام «جولیان» به دنیا آمد. هفت سال بعد این دو از هم جدا شدند و در سال 69 لنون با «یوکو اونو»ی ژاپنی ازدواج کرد.
اونو در مقدمه آلبوم Once Upon A Time درباره چگونگی انتخابش توسط لنون می‌نویسد: «از اینکه جان بخواهد در میان هزاران دختر جوان و زیبایی که دور و برش بودند، یک آسیایی را که از او بزرگتر است انتخاب کند، سخت شگفت‌زده بودم. هرگز چنین چیزی در باورم نمی‌گنجید...»
اما لنون یوکو را انتخاب کرد، چون در او چیزی می‌دید که در هزاران دختر زیبای دور و برش - به قول یوکو- نمی‌دید و صحت این انتخاب زمانی مشخص شد که ردپای اونو در بلوغ فکری و جهش هنری لنون به وضوح دیده شد. ماجرای ازدواج جان و یوکو نیز ماجرای پرسروصدایی است. آن ها برای ماه عسل به هتلی در پاریس رفتند و به نشانه اعتراض به جنگ در سراسر دنیا، یک هفته اعتصاب کردند و از تختخواب خارج نشدند. آن ها تابلوی بزرگی با عنوان Bed Peace را بالای سر خود نصب کرده بودند و در این مدت خبرنگاران زیادی عکس‌ها و گزارش‌های مفصلی از اعتراضات این دو در ماه عسل منتشر کردند.(3)
«شون» (متولد 1975) حاصل این ازدواج عجیب بود.

سال‌های میانی دهه شصت همزمان شد با اوج‌گیری اعتراضات علیه جنگ در سراسر دنیا، به‌ویژه جنگ ویتنام. «هیپی‌ایسم» در آمریکا فراگیر شده بود. هیپی‌ها - که تعدادشان روز به روز زیادتر می‌شد- در کنار دیگران یک لحظه از مخالفت با جنگ دست نمی‌کشیدند. آن ها علیرغم ظاهر و رفتار بعضاً ابلهانه‌شان تلاش زیادی در جلوگیری از جنگ و رواج صلح در جهان کردند. دولت آمریکا نیز سعی در خاموش کردن آن ها به هر شکل ممکن داشت. هیپی‌گرایی به عناوین مختلفی از جمله Flower Revolution (انقلاب گل‌منگلی، به خاطر لباس‌های هیپی‌ها!) تحقیر می‌شد، اما هیچ یک از این ها نمی‌توانست از موج رو به گسترش تظاهرات علیه جنگ بکاهد.
تا اینکه همانند بسیاری دیگر از نقاط دنیا، دولت آمریکا راه‌حل خاموش کردن صدای هیپی‌ها را در متلاشی کردن آن ها از درون دید و مواد مخدر را به وفور در میان این گروه ها رواج داد. «باب دیلن» در آهنگ Rainy Day Woman No.12 & 35 از کسانی می‌گوید که هر جا (در خیابان، در راه خانه، سر میز صبحانه و...) به جوانان مواد مخدر می‌دهند:
They'll stone ya when yor're trying to be so good.
در همین زمان فستیوال عظیم «وودستاک» (سال 1969) رخ داد. کنسرت کوچکی که به یک جریان بزرگ در سیاست و موسیقی تبدیل شد: «سه روز عشق و صلح». وودستاک اگرچه به یکی از بزرگترین فعالیت‌های هیپی‌ها بدل شد، اما در واقع آخرین نفس‌های هیپی‌گرایی بود. چراکه با گرایش بی‌رویه آن ها به مخدرات، فکری و جانی برای مبارزه با جنگ در هیپی ها باقی نماند!

جان لنون سردمدار هنرمندان در راه بیداری مردم، مبارزه علیه جنگ ویتنام و گسترش صلح در دنیا شد. اغراق نیست اگر بگوییم بخش عمده‌ای از تظاهرات و فعالیت‌های ضدجنگ تحت تأثیر محبوبیت‌ خارق‌العاده لنون و تلاش‌اش در این راه بود. البته در کنار او نباید فعالیت‌های دیگران را نادیده گرفت؛ هنرمندانی نظیر: باب دیلن، جون بائز، باب مارلی، جیمی هندریکس، جنیس جاپلین، جیم موریسون، پل مک کارتنی، نیل یانگ، پی جی هاروی و... در این مورد، اجرای سرود ملی آمریکا توسط جیمی هندریکس یک نمونه گویاست. هندریکس سرود ملی آمریکا را با گیتارش می‌نوازد و از آن صدای توپ و تانک و تفنگ شنیده می‌شود!
کم نیستند کسانی که دلیل ترور جان لنون در هشتم دسامبر 1980 را در پی همین فعالیت‌ها و توقف جنگ ویتنام می‌دانند. همان کسانی که اعتقاد دارند کندی - رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده و از مخالفان سرسخت جنگ ویتنام- نیز توسط عوامل CIA ترور شد تا یکی از موانع بزرگ از سر راه آغاز جنگ برداشته شود. کیست که نداند دولت آمریکا از جنگ ویتنام چه سودها که نمی‌برد؟ چه کسی است که بخواهد انکار کند تجارت اسلحه یک بیزینس پرمنفعت در آمریکاست؟!
«مارک دیوید چپمن» - قاتل لنون- هم می‌تواند یکی از عوامل خودی باشد. نه آنطور که گفته می‌شود «کسی که عاشق جان لنون بوده و ناگهان ندایی در سرش می‌گوید باید او را بکشی!»

«دیوید گیلمور» در آخرین مصاحبه خود بار دیگر از عشق و علاقه اعضای «پینک فلوید» به «بیتلز» سخن گفته بود و اینکه: «اگر بیتلز نبود پینک فلویدی هم به وجود نمی‌آمد.» گیلمور و سایر پینک‌فلویدی‌ها بدون توجه به اینکه خود یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین گروه‌های تاریخ موسیقی دنیا هستند، بارها و بارها از تاثیرپذیری خود از Fab four (لقب بیتل‌ها) سخن گفته‌اند.
آن ها نیز خود با الگوبرداری از «الویس پریسلی» و سایر بزرگان راک‌اندرول دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی وارد دنیای موسیقی شده‌اند. همانطور که پینک فلوید پس از آن خود منبع الهام و الگوبرداری ده‌ها گروه دیگر شد. دیوید گیلمور در آن مصاحبه حتی یکی از بزرگترین افتخارات زندگی خود را روزی می‌دانست که به سر تمرین بیتل‌ها رفته بوده است: «از اینکه آن ها لطف کردند و من را به تمرین خود راه دادند، همیشه سپاسگزارشان خواهم بود!»

در زبان انگلیسی دو واژه وجود دارد که در فارسی به یک شکل ترجمه می‌شوند،  اما تفاوت‌های زیادی با هم دارند: یکی Classical Music یا همان موسیقی کلاسیک که با امثال باخ، بتهوون و... می‌شناسیم و دیگری Classic Music؛ یعنی موسیقی ای که پس از گذشت سال‌ها جاودانه مانده. نظیر این اصطلاح را در ادبیات و سینما و سایر هنرها نیز به کار می‌برند.
نمونه‌های زیادی از موسیقی کلاسیک می‌توان برشمرد که کلاسیکال نیستند: موسیقی‌های کلاسیک راک دهه 60 و 70، امثال بیتلز، پینک فلوید، الویس، کت استیونس، باب دیلن، دیپ پرپل، بلک سبت، چاک بری و... که پس از گذشت چندین دهه همچنان پرفروش و بحث‌برانگیزند.
موسیقی جان لنون نمونه کامل یک موسیقی کلاسیک است. کسی که پس از گذشت 27 سال از مرگش همچنان آنقدر تازگی خود را حفظ کرده که حتی جوانانی که چند سال پس از مرگ لنون به دنیا آمده‌اند نیز سراغ آلبوم‌هایش را می‌گیرند و آن را به یکدیگر توصیه می‌کنند. جان لنون در میان خوانندگان فقید، پس از الویس پریسلی دومین خواننده‌ای است که آثارش پرفروش‌تر از دیگران است و رمز این موفقیت را پیش و بیش از صدا و ملودی‌ها و موسیقی او، باید در افکار و اشعارش جست‌وجو کرد.

تصور کن بی شک مشهورترین ترانه لنون است او این ترانه را پس از جدایی از گروه بیتل و در سال هفتاد و یک به کمک همسرش- یو کو هو نو- نوشت از جمله عوامل الهام بخش به این ترانه می توان به جنگ دوم و هم چنین اثر پذیری یوکوهونو از حادثه بمباران اتمی دو شهر ژاپن در آگوست چهل و پنج نام برد. در همان سال آنها ترانه را در یک اجرا در قالب آلبومی که دومین آلبوم پس از جدایی از بیتل ها انگاشته می شد با همین نام بیرون داد.

این ترانه آرمان شهریست که لنون به ما می شناساند.به گفته ی خود آقای لنون : این ترانه ترانه ‌ای ضد مهین‌پرستی، ضد رسم و رسوم عرفی و ضد سرمایه ‌داری ست که به دلیل ظاهر زیبا و غلط ‌اندازش پذیرفته و محبوب شده است . شاید کم تر ترانه ای را بتوان یافت که متن آن برای مخاطب از هر جای دنیا تا این اندازه ملموس و قابل درک باشد



در این ترانه لنون از ما می‌خواهد که تصویری آرمانگرایانه ‌ای را در ذهن تصور کنیم که در آن هیچ کشوری وجود ندارد، تملک وجود ندارد وچیزی ارزش کشتن و مردن برایش را ندارد. افراد در این جهان آرمانی به صلح و صفا زندگی می‌گذراند و در همه دنیا با هم سهیم‌اند البته شک در مورد رخ دادن چنین توصیفاتی در خود ترانه نیز ابراز می‌شود

در ویدیوی این ترانه جان لنون و همسرش - یو کو هو نو- به طور کاملا نمادین در مسیری جنگلی و از میان درختان بزرگ وارد خانه ای که کاملا دیوار و در های آن سفید رنگ است می شوند که این خانه پنجرهای زیادی دارد ولی به سبب پرده ها نوری وارد خانه نمی شود همزمان که یوکوهونو پرده ها را کنار میزند و خانه ی سفید رنگ یکپارچه نور می شود جان لنون هم پشت پیانو ی مشهور سفیدرنگش که نماد صلح است قرار می گیرد و شروع به نواختن می کند




پس از خواندن متن این ترانه نا خود آگاه به یاد ترانه" تصور کن"سیاوش قمیشی می افتید که متاسفانه قسمتی از ترانه توسط آقای قمیشی حذف شده بی آنکه نامی از جان لنون برده شود این در حالی ست که آقای قمیشی چه در سبک ظاهر و لباس پوشیدن و چه در سبک ترانه و آهنگ سازی مقللد مستقیم جان لنون است

متن ترانه و برگردان آن به فارسی

Imagine There’s No Heaven
It’s Easy If You Try
No Hell Below Us
Above Us Only Sky
Imagine All The People
Living For Today

Imagine There’s No Countries
It Isn’t Hard To Do
Nothing To Kill Or Die For
And No Religion Too
Imagine All The People
Living Life In Peace

You May Say That I’m A Dreamer
But I’m Not The Only One
I Hope Someday You’ll Join Us
And The World Will Be As One

Imagine No Possessions
I Wonder If You Can
No Need For Greed Or Hunger
A Brotherhood Of Man
Imagine All The People
Sharing All The World

You May Say That I’m A Dreamer
But I’m Not The Only One
I Hope Someday You’ll Join Us
And The World Will Live As One



تصور کن که بهشتی نبود راحته اگر که بخوای سعی کنی ( تصور کنی ) جهنم بر ما غرش نمی کرد آسمان فقط بالای سر ما بود تصور کن که همه مردم برای امروز زندگی می کردند

تصور کن که اینجا کشوری ( حد و مرزی ) وجود نداشت تصور کردن این سخت نیست هیچ چیز برای کشتن یا مردن برای آن وجود نداشت ***تصور کن که همه مردم زندگی خود را در آرامش و صلح می گذراندند

ممکن است که بگویی من یک خیال پرداز هستم اما فقط من یکی اینگونه نیستم امیدوارم که روزی شما هم به ما ملحق شوید و دنیای ما یکی بشود

تصور کن که حق مالکیتی وجود نداشت برای من حیرت انگیز است اگر تو بتوانی ( تصور کنی ) احتیاجی به طمع ورزیدن و اشتیاق داشتن نبود فقط احساس برادری تصور کن که همه مردم تمام دنیا را بین یکدیگر به اشتراک می گذاشتند و دنیا را با هم تقسیم می کردند
ممکن است که تو بگویی من یک خیالباف هستم اما فقط من یکی اینگونه نیستم امیدوارم که روزی شما هم به ما ملحق شوید و دنیای ما یکی بشود.

لازم به ذکر است شاعر توانای کشورمان (یغما گلرویی) با الهام از شعر جان لنون تصور کن دیگری را با همان مضمون به زبان فارسی سرود و آهنگساز پر آوازه کشورمان سیاوش قمیشی آهنگی به یاد ماندنی برایش ساخت که دوباره جان لنون و اهدافش را در ذهن ما  تداعی کرد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 2:4  توسط مسافرشب  | 


 سلام و ۱۰۰ سلام خدمت همهء شما عزیزان همون طور که تو پست قبلی عرض کرده بودم قرار بود وقتی برگشتم با وب سایت رسمی و کلی........ چیزای دیگه برگردم.اما این کارم به درازا کشید یعنی فعلا" مشغولم این ۲ـ۳ روز که یکم سرم آروم تر شده بود گفتم یه سری هم اینجا بزنم ببینم چه خبراس خلاصه...... من تا کارم درست بشه گاهی اوقات که سرم خلوت بود یه چیزایی مثل قبلا براتون مینویسم  فعلا" اینو داشته باشین که من عاشق این مرد بزرگ هستم

كيتارو در سال ۱۹۵۳ با نام واقعى «ماسانورى تاكاهاشى» در ژاپن به دنيا آمد. پدر و مادر او مانند اغلب ژاپنى ها پيرو آئين شينتو، مذهب ارواح پرستى بودند. كيتارو در دبيرستان به موسيقى سل(موسيقى مذهبى سياه پوستان)، ريتم و بلوز علاقه مند شد.
او پس از فراگيرى نواختن گيتار الكترونيك، با گروه خود به نام «آلباتراس» (نوعى مرغابى بزرگ دريايى)، شروع به برگزارى برنامه هايى در مهمانى ها و كلوب ها كرد. نام كيتارو كه يك شخصيت كارتونى تلويزيونى بود در همين زمان از سوى دوستانش بر وى نهاده شد. بزرگترين اثر وى در اين زمان اُتيس و ردينگ بود. كيتارو خود در مورد اين اثر مى گويد: «موسيقى من احساسى از تعمق و مهربانى را در مخاطب بر مى انگيزد و در واقع موسيقى من نه ريتم است و نه بلوز اما مخاطب احساسى مشابه احساس موسيقى سُل را در خود احساس مى كند.»
در اوايل دهه هفتاد او به طور كلى تغيير رويه داد و كار با كيبورد را آغاز كرد. او به گروه «فار ايست فَميلى» پيوست و با آنها گذار به دور جهان را آغاز كرد. در اين مسافرت ها، كيتارو با «كلاوس شولز»، نوازنده سينتى سايزر و بنيانگذار گروه «تنجرين دريم» آشنا شد. شولز براى گروه دو آلبوم توليد كرد و كيتارو كلاس فشرده اى را نزد وى به فراگيرى سينتى سايزر گذراند.
كيتارو در مورد اين تغيير مسير به سمت فراگيرى سينتى سايزر مى گويد: «من با سينتى سايزر مى توانم يك اقيانوس خلق كنم، يك كناره زمستانى، يك ساحل تابستانى و يك منظره كامل را بيافرينم.»
او پس از بازگشت به ژاپن در سال ۱۹۷۷ كار تكنوازى خود را آغاز كرد. دو آلبوم اوليه او با نام هاى «تن كاى» و از داستان ماه كامل «به نوعى جنون و هوس، آئين و كيش» براى جنبش در حال تولد موسيقى «نيو ايج» تبديل شد. اما اين آلبوم «جاده ابريشم» كيتارو بود كه توجه جهانيان را به سوى او جلب كرد. جاده ابريشم، موسيقى اى بود كه براى يك مستند ژاپنى كه به مدت پنج سال در تلويزيون به نمايش در مى آمد، ساخته شده بود.
آلبوم جاده ابريشم او در سال ۱۹۸۶ با استقبالى جهانى روبه رو شد و در پى اين استقبال، كيتارو در سال ۱۹۸۷ با همكارى موسيقيدان هاى مختلفى مانند «ميكى هارت» و «جان اندرسون» توانست آلبوم هايى مانند« نور روح» را به بازار عرضه كند و بالغ بر ده ميليون كاست به فروش رسيد. اين آلبوم به عنوان بهترين اثر نيو ايج معرفى شد.
در همين سال بود كه وى آلبوم هاى قديمى خود را هم بازتكثير و توزيع كرد اما اين بار در سطحى جهانى و تور خود به آمريكا را شروع كرد و توانست با اجراى اولين تور زنده خود تنها در آمريكاى شمالى دو ميليون آلبوم به فروش برساند.
او در سال بعد توانست با خلق موسيقى فيلم «بهشت و زمين» شهرتى دوباره كسب كند و برنده جايزه بالاترين امتياز در سال ۱۹۹۴ شود. اما اوج موفقيت او در عرصه موسيقى، دريافت جايزه سال ۲۰۰۱ براى آلبوم «در فكر تو» بود.
كيتارو يك ستاره است اما بسيار فروتن. او مى گويد: «طبيعت به من الهام مى كند. من تنها يك پيغام بر هستم. براى من برخى آهنگ ها مانند ابرها هستند و برخى مانند آب.»
كيتارو هر ساله براى تكريم و احترام به «مادر زمين» كنسرتى در كوه فوجى يا در نزديكى خانه اش در كلرادو برگزار مى كند. در يكى از اين برنامه ها كيتارو، در شبى ماه تمام در آگوست از غروب تا سپيده دم بر چليك مى كوبد و در حالى كه دستانش آغشته به خون شده بود همچنان به كوبيدن ادامه مى دهد.
از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ او با همسر اولش با نام يوكى زندگى مى كرد اما آنها به علت اينكه كيتارو اغلب اوقات در آمريكا كار مى كرد و همسرش در ژاپن، از هم جدا شدند. در نيمه هاى دهه نود او با زنى با نام «كيكو ماتسوبارا » كه هم اكنون در اغلب آلبوم هايش در كنار او مى نوازد، ازدواج كرد.
هم اكنون او در شهر «وارد» در خارج از كلرادو در مكانى به وسعت هفتاد و دو هزار مترمربع و در خانه اى به مساحت ۲۳۲ متر مربع، جايى كه كنسرت هاى آخر خود را در آنجا برگزار كرد، زندگى مى كند.kitaro     kitaro

 

                            


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 17:13  توسط مسافرشب  | 


سلام دوستای گلم مدتی بود که نبودم و مدتی هم نخواهم بود راستش یه کارایی میکنم که فعلا" سکرته اگه بیام دست پر میام و با وب سایت رسمی پس منتظر باشید. از همه کسانی هم که در نبود من پیام گذاشته بودن و سراغ خودم و کارام رو میگرفتن تشکر می کنم

                                                                               

                                                                               

                                                               

                                                           


+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 16:33  توسط مسافرشب  | 


سلام خدمت همه شما بچه های گل آقا اینم عکس خودم کشتین منو  تریپ گیتاریستهارو خوب اومدم ؟البته کیفیت عکس یکم پایینه چون با عجله شد ولی بازم از هیچی بهتره نظر ندید نامردید خوش تیپم یا نه؟                     

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 13:49  توسط مسافرشب  | 


امان از شعله آخر

هجوم باد و خاکستر

که از پروانه ی پرپر

اجاق شب نشد روشن

 

دیگر تلخ تر از این نمی شد . در روزهای تلخ و گس واره.

خبر کوتاه بود.

 در سقوط پروازتهران – ایروان  هواپیمایی کاسپین که منجر به کشته شدن 169 نفر از هموطنانمان شد عبدی یمینی آهنگساز و تنظیم کننده شهیر میهنمان نیز یکی از مسافران پرواز بوده و متاسفانه در این حادثه جان باخت.

عبدالرضا یمینی مشهور به عبدی یمینی در سال 1332 در تهران به دنیا آمد.پس از به پایان رساندن تحصیلات  مقدماتی موسیقی خود در soutbend college  انگلستان ، تحصیلات عالی موسیقی را در دانشگاه university of surrey انگلیس ادامه داده و در سال 1983 با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل گردید.

عبدی یمینی در دهه 80 میلادی به عنوان رهبر ارکستر داریوش ونوازنده کیبورد آن گروه  و با حضور نوازندگانی چون آرمیک ، band  بی نظیری را گردهم جمع کرده بود. البته حضور عبدی منحصر به نوازندگی برای داریوش نشد بلکه در ارکستر هایده و معین نیز حضور چشم گیری داشت به شکلی که در آخرین شب برنامه هایده او نیز حضور داشت.

عبدی یمینی اما در وهله نخست یک تنظیم کننده خارق العاده بود . تنظیم کننده ای که اگر به آثارش اشاره کنم به قدرت تنظیم آن آثار و ساختارشکنی او در دهه 80 میلادی پی خواهید برد.نخستین تنظیم جدی عبدی یمینی تنظیم ملودی« دلبر» فرید زولاند بود که با صدای ابی منتشر شد ( تو ای بال و پر من رفیق سفر من ...)

اما شاید جاودانه ترین کار عبدی یمینی  آهنگسازی و تنظیم آلبوم امان از با صدای داریوش اقبالی باشد که در سال 1992 ( 1371 ) منتشر شد.

البته به اعتقاد من زیباترین ملودی عبدی یمینی ملودی به بچه هامون چی بگیم با کلام اردلان سرفراز و صدای داریوش اقبالی است. تنظیم شاهکار عبدی در این کار و استفاده از ساز گیتار برای همخوانی کلام و ملودی بی نظیر است.

از همکاری های عبدی یمینی به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده می توان به همکاری با داریوش ، ابی ،  معین ، منصور ، هاتف ، شهیار قنبری نام برد. یکی از آخرین کارهای شنیده شده عبدی تنظیم آهنگ سفیر با صدای هاتف بود.عبدی یمینی در اواخر دهه 90 به ایران بازگشت و به همکاری با خوانندگان جوان داخل میهن از جمله محمدخاکپور فعالیتش را ادامه داد.

آثار عبدی یمینی :

داریوش : ملودی و تنظیم کل آلبوم امان از ( اشعار شهیار قنبری ) 1992 ، ملودی و تنظیم به بچه هامون چی بگیم ( شعر اردلان سرفراز) و به تکرار غم نیما ( شعر شهریار دادور) از آلبوم بچه های ایران 1995 (1374) ، تنظیم آهنگ سهم من ( ترانه : اردلان سرفراز ) آلبوم نون و پنیر وسبزی 1990، تنظیم بالای نی (شعر شهیار قنبری ) از آلبوم سفره سین

 

ابی : تنظیم آهنگ دلبر (شعر اردلان سرفراز) 1988

 

منصور :  ملودی و تنظیم خانگی( شعر شهیار قنبری )و فرفره های بی باد از آلبوم فرفره های بی باد 1994 ؛  ملودی و تنظیم آواره ( شعر مسعود امینی ) از آلبوم دریچه 1997،ملودی و تنظیم «دریچه» ( شعر اردلان سرفراز) از آلبوم دریچه1997،  ملودی و تنظیم شاخه شکسته( شعر دکتر ایرج رزمجو) از آلبوم دریچه 1997، آهنگ و ملودی دوباره ها و تصویر آخر ( ترانه سرا شهیار قنبری ) از آلبوم تصویر آخر 1996 ، تنظیم قاب ( شعر همایون هوشیار نژاد ) آلبوم تصویر آخر 1996 ،

 

شهیار قنبری: تنظیم دلریخته ، تنظیم غسل تعمید .

 

 نوش آفرین : ملودی و تنظیم اکسیژن و همیشه من دیر می رسم ، ترانه سرا شهیار قنبری از آلبوم اکسیژن 1995 ،

 

ناهید : تنظیم سکه دو رو ( شعر اردلان سرفراز) 1998 آلبوم هدیه.

 

معین : تنظیم هیچ کی مثل تو نبود آلبوم پنجره 1996 ، تنظیم میلاد ( شعر همایون هوشیارنژاد ) آلبوم تولد عشق 1994 ،

شهرام شب پره : تنظیم کتاب عشق ، چادری ( اشعار همایون هوشیار نژاد) از آلبوم شاگرد اول 1991 ( 1370) ،

فرزین: تنظیم عشق و دختراپسرا ( اشعار جهانبخش پازوکی ) از آلبوم عشق

 

مهرداد: تنظیم نازنین ( شعر همایون هوشیارنژاد ) از آلبوم آنتیک .

 

امید: تنظیم آهنگ چرا با من ( شعر همایون هوشیار نژاد ) از آلبوم پرسه های عاشقانه .

 معین:تنظیم آهنگ به یاد ماندنی تولد عشق (میلاد) شعر همایون هوشیار نژاد آهنگ استاد حسن شماعی زاده 
 عبدی یمینی یادت همیشه در دلهایمان خواهد ماند و با آثار بی نظیرت همیشه خواهیم گریست

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 14:47  توسط مسافرشب  | 


مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمی‌ساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، او فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبوم‌های جهان هستند: Off the Wall (جدا از بقیه)، Thriller (دلهره آور)، Bad (بد)، Dangerous (خطرناک)، HIStory (تاریخ).

در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی (پاپ)، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTV بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل، «Billie Jean» (بیلی جین)، "Beat It" (بزن به چاک) و "Thriller" (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامه‌های اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.

او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی ۳۹ جنبش خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرده‌است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهردر حال تغییر و رفتارش, سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جکسن هرگز دستگیر نشد.(که این حرف شایعه ای بیش نبود.) پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی دربارهٔ وضعیت سلامتی او وجود دارد و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در بارهٔ وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شود. در سال ۲۰۰۵ جکسن بدلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و تبرئه شد.

او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران هاً, ۱۳ جایزهٔ گرمی, ۱۳ تک آهنگ شمارهٔ یک سولو__ بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برترــــ و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است, بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ مردمی کرده‌است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شد.

او در روز ۲۵ ژوئن۲۰۰۹ ، به ایست قلبی دچار شد و به کما فرو رفت . او به سرعت به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم پزشکی برای بازگرداندن تنفس او، درگذشت اما اعلام دقيق علت مرگ او نياز به بررسي بيشتر دارد و قرار است يك كالبدشكافي بروي جسد وي انجام گيرد.بنابر اين گزارش جكسون از مدتي قبل در منزل خود بيمار بود و وضعيت جسماني‌اش مطلوب نبوده است وازحضور يك پيراپزشك بهره مي‌برد.( روحش قرین رحمت پروردگار و یادش گرامی). (مزارت ستاره باران مایکل عزیز)      



+ نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 15:14  توسط مسافرشب  | 




metroyeshab

مسافرشب

metroyeshab

http://metroyeshab.blogfa.com

موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی

من مسعود متولد10مهر ماه1363 از تبريز تحصيلاتم در رشته موسيقي به سبك كلاسيك اروپايي، راك و بلوز مي باشد.تخصصم آهنگسازي اركستراسيون و رهبري اركستر مي باشد.ساز تخصصي ويولون ساز دومم پيانو

موسیقی و زندگی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog