تبليغاتX
موسیقی و زندگی


«واروژ هاخباندیان» ملقب به «واروژان» در خانواده‌ای ارمنی متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد مدرسه عالی موسیقی تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: روبن، گریگوریان و لودویک وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با بورسیه‌ای که از رادیو و تلویزیون آن سال‌ها گرفت، راهی امریکا شد.


«واروژان» در آمریکا مشغول به تحصیل در رشته‌ی ارکستراسیون(تنظیم آهنگ) شد و در سال ۴۳ به ایران بازگشت. بورسیه‌ی رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در یکی از شهرهای جنوبی را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سال‌های ابتدایی دهه‌ی پنجاه، ذائقه‌ی موسیقی روز ایران کم‌کم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بی‌رقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با ساخت ملودی و چه تنظیم آثار دیگران، صاحب شناسنامه‌ای پربار در این حیطه شد.


در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقه‌اش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم حسن کچل ساخته‌ی علی حاتمی (۱۳۵۰) که به عنوان اولین فیلم موزیکال سینمای ایران شناخته شده، همراه با بابک افشار، پرویز اتابکی و اسفندیار منفردزاده، موسیقی متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم عهدیه، کوروس سرهنگ‌زاده، مهتاب، سوسن و افشین آواز خواندند.


«واروژان» برای اولین بار روی ترانه‌ی «بدرود» ایرج جنتی عطایی و صدای ویگن، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد.


او کار خود را با انجام تنظیم آهنگ‌هایی برای راديو آغاز کردو سپس برای ساخت آهنگ برای یکی از برنامه های تلويزيون «زنگوله‌ها» (کشف صداهای تازه در تلويزیون) انتخاب شد. اين آغاز کار واروژان در ترانه بود. يکی از اولين آثار او ترانه قصه دو ماهی از ترانه‌های شهیار قنبری با صدای گوگوش بود که اولين ترانه موسیقی نوين ايران لقب گرفت. اين همکاری ادامه پيدا کرد و روز به روز بر تعداد ترانه‌سرايان و آواز خوانانی که می خواستند با او همکاری کنند بیشتر می شد.


کارنامه هنری

فعالیت‌های درخشان او با گوگوش و شهیار قنبری معجزه آفرید. این همکاری منجر به ساخت ترا نه‌ی «حرف» گردید . ترانه‌ای که عنوان بهترین آهنگ‌ساز سال را در سال ۱۳۵۴ برای او به ارمغان آورد. در همان سال نیز جایزه‌ی پنجمین جشنواره ی سپاس را برای ساخت موسیقی فیلم کندو به گارگردانی (فریدون گله) از آن خود کرد.

در جشنواره ی موسیقی آتن در یونان برای ترانه دهکده ی کوچک من مدال و تقدیر نامه ای کسب کرد. این ترانه را شهیار قنبری سروده بود و ضیااجرا کرده بود. همچنین جایزه‌ی بهترین آهنگ‌ساز پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی سپاس را برای آهنگ سازی فیلم صبح روز چهارم (کامران شیردل) از آن خود کرد. اما در مراسم حضور پیدا نکرد چرا که از مصاحبه و عکس انداختن بیزار بود.

واروژان با تعدادی از آوازخوانان جوان دوران پيش از انقلاب کار کرد و شايد برای بعضی از آنان بهترين آثار دوران کاريشان را خلق کرد. او به خوبی جنس، توان ونوع صدای تمام کسانی که با آنان کار می‌کرد را می‌شناخت و بهترين و زيبا‌ترين و لطيف‌ترين آهنگ و تنظيمی را که ممکن بود برای آنها در نظر می گرفت. او همچنین سال‌ها رهبر گروه کر ارامنه تهران بود.


درگذشت

واروژان در شهريورماه سال ۱۳۵۶ ، در حال ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمان‌ها»، سکته کرد و روز ۲۵ شهريور ماه ۱۳۵۶ بعد از ده روز بستری بودن در بيمارستان جم تهران در سن ۴۲ سالگی درگذشت و یک روز بعد در گورستان ارامنه خاوران به خاک سپرده شد و موسیقی ايران يکی از آهنگسازان توانای خود را از دست داد.


فیلم‌های سینمایی

۱۳۵۷ - بر فراز آسمان ها

۱۳۵۷ - کوسه جنوب

۱۳۵۶ - سلام تهران

۱۳۵۶ - در امتداد شب

۱۳۵۵ - نازنین

۱۳۵۵ - علف های هرز

۱۳۵۵ - شام آخر

۱۳۵۵ - حرفه ای

۱۳۵۵ - بت ()

۱۳۵۵ - ماه عسل

۱۳۵۴ - همسفر

۱۳۵۴ - کندو

۱۳۵۴ - ذبیح

۱۳۵۴ - شب غریبان

۱۳۵۴ - هیچی بابا نمیشه

۱۳۵۳ - ممل آمریکایی

۱۳۵۲ - خروس

۱۳۵۲ - شهر قصه

۱۳۵۲ - تنها و گل ها

۱۳۵۱ - قدیر

۱۳۵۱ - فدایی

۱۳۵۱ - صبح روز چهارم

۱۳۵۱ - سرگروهبان

۱۳۵۱ - دشنه

۱۳۵۰ - رشید


مجموعه تلویزیونی

۱۳۵۴ - سلطان صاحبقران


مشهورترین ترانه‌ها

بوی خوب گندم (داریوش)

هفته خاکستری (فرهاد)

حرف (گوگوش)

شام آخر (ستار)

پل (گوگوش)

برادر جان (داریوش)

کندو (ابی)

باور کن (گوگوش)

فصل تازه (گوگوش)

شب زده (ابی)

گهواره (گوگوش)

همسفر (گوگوش)                                                                                                                                 نظرات شما عزیزان در مورد این موسیقدان بزرگ ایرانی برای بنده با ارزشه


+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 0:35  توسط مسافرشب  | 


در هر زمانی از عصر حاضر هر کار و برنامه ای با توجه به تکنولوزی و پیشرفت به نسبت زمان و اولویت فعالیت های آن به شدت هم سو با تکنولوژی بوده و پیشرفتها در همان زمینه و زمینه های مربوطه در همان حیطه دستخوش تغییر با تکنولوِژی بوده و این علم در همه جا به علت محدودیت ها و شناخت ها و هنجارها یکسان نبوده و میتوان گفت آیتم هایی مانند ارزش و سبک و سیاق ، اهمیت خاصی نسبت به برنامه و کار در جایجای این کره ی خاکی بوده و داشته است.

در این مقاله صرفاً راجع به موسیقی و اهمیت و ابزارهای شناختهای آن و شیوه های متداول پیاده سازی آن تا حدی بررسی میشود:

موسیقی الکترونیک و غیر الکترونیک موسیقی را شامل می شود که علم هارمونیک و واقعی موسیقی به کمک اشخاص مختلف دسته بندی و به نوعی ارائه میشود و آیتم های زیادی برای رسیدن به آن هدف ، تعیین کننده ی یک کار و نتیجه ای مثبت خواهد بود .

موسیقی با همه ی عوامل خود در حال پیشرفت هست و شدت این پیشرفت با بروز بودن سبکها و علم آن به حدی هست که میتواند پدیده هایی مانند سبکها پیدا شوند و سبکهای دیگر فراموش شود و اینجا برداشت مناسب از این مقاله این است که باید دید مطالعه و دید ما نسبت به موسیقی چیست و چه جایگاهی دارد. بدون شک این پدیده ها و پیشرفتها به نوع شکل گیری و شیوه ی پیاده سازی آن اثرات مثبت زیادی میگذارد. پس در کل میتوان گفت: نمیتوان از "پیشرفت" چشم پوشی کرد.


موسیقی و موسیقی الکترونیک چیست؟

خب اگر بخواهیم کمی تخصصی تر نگاه کنیم باید عوامل صدا رو بشناسیم و این عوامل صدا می تواند خیلی چیزها باشد.
برای نمونه در موسیقی هارمونیک و کنترل شده می توان انواع و اقسام سازها رو نام برد که تمامی اینها "عوامل صدا" هستند.
برای مثال شما وقتی در یک کنسرت و در سالن نشسته اید و در روی سن یا صحنه عوامل تولید صدا (سازها) که به کمک عاملان آن (نوازنده ها) به صدا در می آیند و آن عاملان صدا توسط رهبر ارکستر که رهبری و هدایت رو به عهده می گیرد کنترل می شود.
صداهای هارمونیک سازها از "قوانینی" که آهنگساز و تنظیم کننده ای که یک "قطعه" رو برای اجرا آماده می کنند طبعیت می کنند . برای مثال یک ویلن در ارکستر در یک قطعه میتواند در جا و گام مورد نظر خودش ملودی های زیادی را "بنوازه" که این می تواند ملودی های اصلی باشه یا اینکه ملودی های حجم دهنده یا تنظیم هایی بر پایه ی "قوانین" کنترپوان باشه.
حالا در نظر بگیریم از لحاظ آهنگسازی و تنظیم قطعه هیچ مشکلی نیست و همه چیز کاملاً خوب و کامل در نظر گرفته شده و نوازنده ها هماهنگ اند و سازها بدرستی با هم مچ شده اند.
در این سالن بزرگ عوامل دیگری هم هستند که نقش دارند و از "ظرافت و اهمیت" خاصی برخوردارند. "عوامل صدایی بر محیط" از اصول یک کار خوب هستند که می توان به یک مورد مثل آکوستیک بودن اشاره کرد. همیشه تا حرف از آکوستیک بودن و آکوستیک کردن به میون میاد این فکر در سر عده ای میاد که آکوستیک شاید عبارت است: از مکانی که صدا در آن جریان نداشته باشه و به نوعی صدا کاملا "مهار" شده باشه. مانند: یک اتاق که کاملاً با پوشش ها و عایق های مناسب ساند پروف شده و هیچ ریوربی در آن وجود نداشته باشه. ولی موضوع کمی با این متفاوت است و آکوستیک گونه بودن شیوه ی کنترل صدا نسبت به محدوده و "پیرامون" خود صداست بطوریکه شما صدا رو (نکته ی خیلی مهم) به طور "طبیعی" کنترل می کنید.
مبحث آکوستیک هم مبحث کاملاً پیچیده ای هست بطوریکه یکی از درسهای مهم یک دانشجوی رشته ی موسیقی هست و اهمیت خاصی در کار موفق داره و اینکه در این مبحث نمی گنجد.
برای مثال در همون کنسرت، همون ویلن، و نوازنده ی آن رو در نظر بگیرید و حساب کنید طنین و صدای این ویلن کنترل نشده باشد ، اگر جای مناسب نوازنده و سطح آن از زمین مشخص نباشد ، یا با سازهای دیگر در حیطه ی خود همخوانی نداشته باشد و تداخل صدا بوجود بیاورد نمی توان انتظار داشت که شنونده در آن "سالن" لذت کامل را از قطعه و کار برده باشد و اینکه اغلب برای یک شنونده چیزی لمس نمی شود ولی حس می شود و یک شنونده ی معمولی ممکن است صدایی که به گونه ای حرفه ای و با نظم در میان کار تنظیم شده رو بشنود ولی در هیجان و علتش بماند که چگونه اینگونه شد یا چگونه اینگونه کرد. این هم بحث مهم و برای مثال میشه مثال همیشگی را زد که: "صدا شنیده نمیشه ولی حس میشه.!!!"

"صدا و صدابرداری" هم در استدیو حساسیت های خاص خود در محیط ، همان اهمیت یک سالن کنسرت را دارد . مثلا ساز چگونه انتخاب ، رکورد ، سمپل و تنظیم و میکس شود که از مراحل مهم و لازم در یک سمپلینگ "حرفه ای" است!
صداهایی که رکورد و تنظیم و میکس می شوند اگر قصد سمپلینگ و رکورد ساز برای استفاده از صدای آن بصورت یک سمپل باشد لازمه ی اینکار شناخت تکنیک های اینکار در محیط مخصوص به خود با تجهیزات لازم است.
برای مثال شما می خواهید آهنگی را که قبلا نت نویسی کرده اید را اجرا کنید. شما دو راه دارید: اول اینکه آن را توسط نوازندگان اجرا کنید و دوم اینکه آن را توسط سمپلر ها و نرم افزار های موجود اجرا و پیاده سازی کنید. کاری که ما میکنیم همین است استفاده از نرم افزارها.
اگر در دنیای "سمپل ها و افکت ها" غرق شده باشید خودتان متوجه می شوید وقتی من می نویسم "استفاده از نرم افزار ها" بیانگر چه رویداد و نکته ای هستم و اهمیت این جمله چقدر و در چیست.
ممکن هست شما راه سومی هم برای خود انتخاب کنید که در حال حاضر پرکاربرد ترین راه ممکن است و آن اول استفاده از سمپل و در مراحل بعدی استفاده از نوازنده ها و نوازندگی یک قسمت اعظم کار توسط خودتان است. در اینجا هیچ چیز دارای محدودیت نیست و اگر باشد محدود به "ذهن" و رویای آهنگسازی و "علم موسیقی" شما دارد.
بعضاً پیش آمده دوستانی از من خواستند برایشان استفاده از سمپلرها را در یک استدیو خانگی با توجه به کیفیت آن شرح دهم و نرم افزار ها و سخت افزارهای موجود را هم به آنان بشناسانم و بعد از مدت کمی تشریح و تامل، فرد با لبخند گفته: "اگه اینها رو داشته باشیم حله دیگه...؟" یعنی چی؟ جدا یعنی چی؟ منم با تعجب اگر بخواهم با فرد شوخی کنم میگویم: "بلـــه با اینها همه چیز حله و شما بزرگترین موزیسین حال حاضر میشوید" و اگر نخواهم شوخی کنم با کمی تعصب به کارم آن فرد را همچین به راه راست هدایت می کنم که یادش نرود .
اغلب به علت ساده تر شدن و پیشرفته تر شده و در دسترس بودن موسیقی الکترونیک نسبت به ساخت یک موسیقی ارکستراتوار چنین فکر می کنند که آهنگسازی و علم فراوان و روز افزون آن هم به سادگی در یک نرم افزار یا سخت افزار رویایی در اختیار آنان قرار می گیرد. اگر کم تخصصی تر با این موضوع برخورد کنیم می بینیم که اطلاعات کم را ترویج کرده و "شناخت" و ارزش ها در اینجا بدون هیچ فکری زیر سوال می رود.
اگر بخواهیم مقایسه کنیم از نگاه من موسیقی الکترونیک یک علم است که شما باید در عین اینکه این علم را تا حدی برای دانش خود زیر و رو کرده باشید علم موسیقی را هم در نظر گرفته و آنرا جدی تر و بیشتر دنبال و رویش حساب کنید.
بیشتر افراد شاید ندانند موسیقی هارمونیک خود به تنهایی شامل درگاه ها و قوانین خاصی هست و باید برای مثال: تئوری ، سلفژ یا سلفا ، هارمونی ، کنترپوان ، فرم ، رنگ و ساز بندی را برای یک اطلاعات خوب و کار خوب موسیقی "خوب" بلد بود و من نمی گویم همه ی اینها باید "کامل" پشت سر گذاشته شوند تا یک فرد آهنگساز به حساب بیاید بلکه باید "حداقل شناختی" بر روی اینها داشته باشد و منکر این هم نمی شوم که بعضاً می بینیم کسانی کارهایی بدون پشت سر گذاشته شدن این مراحل می سازند ولی این را در نظر بگیریم کسی که می تواند اینکار را بدون "علم موسیقی" انجام دهد خود بطور "ذاتی" دارای حداقل این علم در خود هست و شعور بالا و گوش موسیقی قوی تری نسبت به افراد عادی دارد و این باعث موفقیت هر چه سطحی این فرد شده است.
گوش موسیقی هم دلالت بر علمی دارد که باعث لمس انواع پهنه های صدایی و تفکیک دقیق آن بدرستی توسط مغز و گوش دارد و فرد باید صداها، نت ها، تنالیه ها و گام ها را بشناسد و این در همه یکسان نیست.

برای تعریف، بی مقدمه در چند جمله از موسیقی الکترونیک میتوان گفت:

موسیقی ای که در عوامل صدای خود از سخت افزارها و نرم افزارهای دیجیتال و آنالوگ برای تنظیم و رسیدن به نقطه ی دلخواه یک قطعه صدای الکترونیک و یا صدایی غیر الکترونیک و آکوستیک در قالبی الکترونیک (سمپل) استفاده می کند و این صدا می تواند یک صدای آکوستیک سمپل شده باشد و یا میتواند صدایی غیر طبیعی و تولید شده با یک سینتی سایزر سخت افزاری یا نرم افزاری باشد.
برای تعریف هم گفته می شود عاملان و منابع صدا در اینجا سازهای الکترونیک و یا سمپل ها هستند که توسط قطعات از پیش در نظر گرفته شده، دقیق و هماهنگ و با طبعیت از "قوانین موسیقی"ی نوشته شده توسط آهنگساز رهبری می شوند.

سازهای الکترونیک

ساز الکترونیک سازی است که صدا ها را به روش الکترونیک ایجاد یا تقویت می کند و با آیتم های تغییری میتوان آنها را به گونه های مختلف شکل داد. اولین نمونه های این سازها به 1904 باز می گردد ولی از دهه ی 50 آنها جای خود را در موسیقی باز کردند و سرعتی چشمگیر داشتند و سازهایی مانند: پیانو دیجیتال ، کیبرد ، گیتار الکتریک و نیز سینتی سایزرها از این دسته سازها هستند.
برای مثال سینتی سایزر یکی از سازهایی است که در 1955 به طور "رسمی" اختراع و تولید شد و بسیاری از آهنگسازان از دهه ی 60 به این نوع سازها روی آوردند.
سینتی سایزر دستگاهی با اجزای الکترونیک است و می توان بوسیله ی آن صدا را ایجاد نمود و تبدیل و مهار کرد. سینتی سایزرها قادر به تولید صداهای موسیقیایی و غیر موسیقیایی هستند و مهار کامل رنگ ، زیر و بم ، شدت و کشش صداها را برای آهنگساز ممکن می کند و اغلب آنها با شستی های کلاویه ای قابل نواختن هست.
سینت سایزرها بدین علت که در زمان پیدایش و ابداع محدود و کم بوده اند داشتن آنها همراه با صرف هزینه های زیادی بود و سیستم آنها کاملاً الکترونیک نسبت به سینتی سایزرهای امروز نبود و قلب آنها تشکیل شده از لامپ هایی معروف به لامپ های خلاء بود.
در دهه ی 60 تا 70 تکنولوژی ای لازم بود که بتوان آنها را به تعداد و انواع مختلف تولید کرد که در این دو دهه سینتی سایزرهای کوچکتر و ارزانتر ترانزیستوری ساخته شدند و دیگر حتما لازم به ساخت سیستمی با لامپ ها نبود و هزینه کردن برای این سیستم ها بصرفه تر بود و همین نقطه ی عطف باعث تولید بالا و پیشرفت روز افزون اینگونه سازها بود.
برای مثال می توان سینت سایزر های موگ و باچلا نمونه های آن هستند و چنین سینتی سایزرهایی در مکان هایی مانند: کلوپ ها ، رستورانها و مکانهای تبلیغاتی به سرعت افزایش داشت.

کمی جلوتر

سنتز آنالوگ از قدیمی ترین و کاملترین سیستم ها تا دهه ی 80 بود و آمیزه ای از صداهای پیچیده را به کمک فیلتر های صوتی به همراه داشت و فرکانس های مختلفی را همراهی می کردند. برای نمونه می توان سنتز دیجیتال مودلاسیون اف ام (FM) را که توسط جان چاونینگ ابداع شد و امتیاز آنها را کمپانی یاماها خرید و این سیستم توسط این کمپانی همه گیر و گسترده شد و امروزه شاهد حضور کامل تر و باشکوه تر آن در سیستم های سخت افزاری و دنیای امولیتور ها هستیم.
جلوه سازها که، معکوس کننده ها ، پژواک سازها و نیز تفکیک کننده های استریو را شامل می شوند اغلب بخشی جدا نشدنی در این سینتی سایزرها و روند سنتز صوتی در آنها به شمار می آمدند و در آن زمان تکنولوژی بروز سیستم ها به کمک این آیتم ها مورد بررسی قرار می گرفت.

در کنار این تکنولوژی ها تمامی اقسام و سازها و همچنین "سیستمهای صدابرداری و رکوردینگ" هم روز به روز در حال پیشرفت بوده و روند سعودی خود را طی می کردند که بیان هر کدام از آنها در این مقاله نمی گنجد.


می توان به یکی از تکنولوژی های بسیار بسیار موثر به سیستم می دی (MIDI=> Musical Instrument Digital Interface) اشاره کرد که رابط اطلاعات وسایل الکترونیکی بوده و برای اتصال به سازهای الکترونیک و سکونسرها تحولی بزرگ بود و مکانیسم تازه و قابل ملاحظه ای را در سیستمهای الکترونیک بوجود آمد که اولین بار توسط کمپانی رولند ساخته و ابداع شد.
شرکتهای دیگر هم نمونه ای از همین سیستم را دارا بودند ولی این سیستم ها همخوانی نداشته و استاندارد و یکسان و جهانی نبودند و برای مثال کسی که از سیستم می دی کمپانی یاماها استفاده می کرد باید از سکونسرهای همان کمپانی استفاده می کرد که خود محدودیت خاصی در انتخاب و کار بود و این تکنولوژی توسط کمپانی رولند در 1975 و دهه ی 80 استاندارد و همه گیر شد.


امروزه و در همین حال حاضر سیستم های پیشرفته تر شده همان سال های قبل استفاده می شود ولی این تکنولوژی بقدری پیشرفت کرده که با هم تا حدی وجه تمایز را بوجود آورده است و در گونه های خاص منجمله کنسول ها و امولیتور های نرم افزاری ارائه و استفاده می شوند.

در سازها هم به همین ترتیب سیستم های جدید شکل گرفته شده و روز به روز شامل ابداع نوع و سبک جدیدی از سازها هستیم و معرفی و استفاده از آن همانند قبل احتیاج به گذر زمان و باز هم پیشرفت روز افزون دارد و این را باید مد نظر داشته باشیم که نمی توان گفت پیشرفت تکنولوژی محدود است و شکل پذیری دیگر به چشم نمی آید.

حالا که با کمی دقت و تامل نگاه می کنیم می بینیم این تکنولوژی و سیستم ها بوده اند تا این حد پیشرفت کرده اند و این هم در نظر باید داشت که تکنیک ها و کاربرد های این سیستم ها هم علم و آگاهی مخصوص به خود را می خواهد و با کمک آنها می توان فکتورهای موسیقی را بطور ایده آل پیاده سازی و اجــرا کرد.

حال برای فراگیری هم باید از منابع و راه های "درست" ، "کامل" و "مناسب" استفاده کرد و از رفتن به راههای غیر اصولی برای یادگیری و فراگیری موسیقی الکترونیک جلوگیری کرد و سعی نشود که برای کوتاه کردن مسیر راه های سخت را در مدت زمان کم طی کرد و اجازه بدهیم به کمک زمان ، تجربه و خلاقیت های خاص در این حیطه به سراغ ما بیایند و این مهم است که ما هم در پی فراگیری باشیم و در حرکت.

افکتها ، جنراتورها ، وی اس تی ها و در کل انواع پلاگین ها انواع مختلف دارند و کارایی نامحدود و شاید بعضی از نرم افزار ها و سخت افزار ها محدودیت خود را نسبت به قدرت بالای خود و بی نیاز نمودن کاربران از انواع گوناگون دیگر آیتم ها در خود را دارا باشند و این شما هستید که با توجه به نیازتان انتخاب می کنید ولی موسیقی را هیچ وقت اینگونه در نظر نگیریم که به سادگی ابزارها می توان از خود موسیقی، حتی مقداری از آن صرف نظر کرد و بدانیم هر صدا و آهنگی نمی تواند یک موسیقی "به طور اختصاصی باشد" همیشه ارزش های تعیین کننده را در نظر بگیریم.
    

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 14:32  توسط مسافرشب  | 




metroyeshab

مسافرشب

metroyeshab

http://metroyeshab.blogfa.com

موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی

من مسعود متولد10مهر ماه1363 از تبريز تحصيلاتم در رشته موسيقي به سبك كلاسيك اروپايي، راك و بلوز مي باشد.تخصصم آهنگسازي اركستراسيون و رهبري اركستر مي باشد.ساز تخصصي ويولون ساز دومم پيانو

موسیقی و زندگی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog