تبليغاتX
موسیقی و زندگی


 

استاد بزرگ ایرج جنتی عطایی در ۱۹ دی ماه ۱۳۲۵ - ۹ ژانویه ی ۱۹۴۷ - در شهر تبریز چشم بر جهان گشوده ولی بخاطر شغل پدرش در مشهد و تهران و دزفول زیسته و اکنون ساکن لندن  می باشد. او در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران و همچنین در کالج چلسی دانشگاه لندن تئاتر و جامعه شناسی هنر خوانده و از بنیانگذاران گروه تئاتر مزدک است.
ایرج جنتی عطایی را از برجسته ترین ترانه سرایان تاریخ ایران و از پیشاهنگان ترانه سرایی نوین می دانند.
ترانه های : گل سرخ -قصه وفا - جنگل - خونه - بن بست - دریایی ( کمکم کن ) - سایه - خاتون - خاکستری - باور کن - خوابم یا بیدارم - یاور همیشه مومن - سقف - پل - مرا به خانه ام ببر - آسون نشو ( گریه نکن ) - خاک خسته - ستاره های سربی - طلوع کن - لوند - یک قطره دریا - رازقی پرپر شد - سیاهپوشا - درخت و ...تاریخ معاصر ترانه و آواز ایران را سرشار از عشق و خروش و فریاد کرده کرده اند.
جایزه ی ادبی فروغ فرخ زاد
به خاطر ارزش های هنری و اجتماعی ترانه های ایرج جنتی عطایی و به خاطر کوشش های بی دریغ او در راه فزونی فکر و توسعه فرهنگ از طریق موسیقی در سال ۱۳۵۱ به او تعلق گرفت.
ایرج این جایزه را در آستانه ی برگزاری دیگر بار آن به عنوان اعتراض به شیوه ی حاکم بر گزینش نامزدهای دریافت جایزه پس داد.

چند نمونه از بی نظیر ترین ترانه های این استاد بزرگ رو براتون مینویسم امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید.


 توي تنهايي يك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولي زخم تبر
نه يه قلب تير خورده نه يه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
كندوي پاك دخيل و طلسم
چه پرنده ها كه تو جاده كوچ
مهمون سفره ي سبز اون شدن
چه مسافرا كه زير چتر اون به تن خستگيشون تبر زدن
تا يه روز تو اومدي بي خستگي
با يه خورجين قديميه قشنگ
با تو نه سبزه نه آينه بود نه آب
يه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صداي سبز خاك سربي ام
صدايي كه خنجرش رو بخداست
صدايي كه تو ي بهت شب دشت
نعره اي نيست ولي اوج يك صداست
رقص دست نرمت اي تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرين تصوير تلخ بودنه
توي ذهن سبز آخرين درخت
حالا تو شمارش ثانيه هام
كوبه هاي بي امونه تبره

تبري كه دشمنه هميشه ي
اين درخت محكم و تناوره

من به فكر خستگي هاي پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرين ضربه رو محكمتر بزن


همین که دل ،دل خون بار ابره
همین که شب،شب قتل ستاره س
همین که بغض تو ، بغض همیشه
همین که ترس من،ترس دوباره س

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

کنار کوچ بچه های پرسه
تو بهت رعشه و رگ ،گرد سوزن
کنار مادرک های شناور
روی سمفونی نفرین شیون

کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنشو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته

که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه!
کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته

که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

iraj janati ataee     iraj janati ataee


+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 20:34  توسط مسافرشب  | 




metroyeshab

مسافرشب

metroyeshab

http://metroyeshab.blogfa.com

موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی - ایرج جنتی عطایی

موسیقی و زندگی

من مسعود متولد10مهر ماه1363 از تبريز تحصيلاتم در رشته موسيقي به سبك كلاسيك اروپايي، راك و بلوز مي باشد.تخصصم آهنگسازي اركستراسيون و رهبري اركستر مي باشد.ساز تخصصي ويولون ساز دومم پيانو

موسیقی و زندگی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog